جشنواره تسنيم در حالي به كار خود پايان داد كه 8 ميليون شركت كننده را طبق آمار اعلام شده ازجانب مسئولين برگزاركننده در كارنامه دومين دوره خود ثبت نموده است.
برگزاري چنين جشنواره هايی كه سعي دارد فرهنگ قراني رادر خلق هرچه بهتر آثار هنري نمايه كند، خود حاكي از خوش فكري و انتخاب بجاي مسوولين مربوطه دارد .
روند برگزاري هرجشنواره هنري مي بايد با توجه به اهداف تعريف شده در زمان معين مبني بر مباني تفكري منشعب شده در بطن جامعه بوده تا ماني درشكل گيري فحواي كلامي و ديدگاهي هدف مورد نظر باشد.
تخصصي شدن ،د رهركدام از رشته هاي علمي - فرهنگي وهنري مدت هاست كه كارشناسان وخبرگان حرفه اي خاص خود را گرد هم آورده تا بهينه ترين كاربست ها را براي اهداف متعالي بشري نسخ پيچ كنند. با يك نگاه كاملا سر سري به دور بر خود و حضور خبر گزاري ها ، مطبوعات كتب و رشته هاي محتلف مبرهن اين اتفاق مبارك در جهان كنوني مي باشد.
راديو جوان در چند سال اخير با توجه به نگاهي نو و موجزي كه ارائه داده است توانسته جايگاه مناسب و بالايي در ميان اقشار جوان و حتي گروه هاي سني مختلف ديگر داشته باشد.
اما شايد در بر گزاري جشنواره قراني تسنيم شايد قدري تعمق و تامل بيشتر، بررسي خواستگاه راديو و مخاطب، وهمچنين برخورد تخصصي تر در ارائه موضوعات و جذب مخاطب ، اثري را به جاي مي گذاشت كه شايد تنها براي بزرگي كار نياز به ارائه اعداد وارقام نداشت ، بلكه جاماندها و بازخوردهاي جامعه، خود گواهي بر ماجرا می بود.
"عكس، كاريكاتور،تصوير سازي، صنايع دستي و،خوشنويسي " از موضوعاتي كاملا تجسمي و بصري بود ه و هيچ ارتباطي را نمي توان با مبحثي تحت عنوان رسانه راديو داشته باشد، چرا كه حتي نگارش هايي كه براي سيما صورت مي گيرد به واسطه نگاه تصوير داشتن با نوشته اي كه براي ارائه در راديو كاملا متفاوت مي باشد .
يكي ازاهداف بر گزاري هر جشنواره استفاده از نگاه هاي نو به واسطه ارائه آثار برتربراي ارائه به مخاطب مي باشد .
فلسفه كلام و فلسفه تصويراولين عامل شكل گير تفكيك صدا ازسيما بوده و هست.پس چه اصراري بايد داشت به ذم نوآوري و... پا را فرا تر بگذاريم و با نگاه دايه دلسوز تراز مادر،كم كاري فلان متولي در رويكرد كاريش ، پاپيش گذاشته و شانه مسووليت، ستون كنيم. و از قسمت عمده كاري خود كه تمركز بر حيطه كاري وپاي گستر مناسبتر جهت ارتباط هر چه بيشتر با مخاطب مي باشد، دست - خالي كنيم.
آمار و ارقام، ردي از ما بجاي نخواهد گذاشت مگر بيلاني كه سلسله مراتب اداري نقش ديوار مي كنند.
بياييم آنچه را كه بايد باشد - رقم بزنيم ، نه آنچه را كه تصور مي كنيم براي شدن.هرآنچه وظيفه مان است عمل كنيم نه آنچه عمل كرده ايم وظيفه مان قراردهيم.
اين جشنواره پس از يك هفته فعاليت شب گذشته با حضور "محمود احمدي نژاد" رييس جمهوري ، "محمدحسين صفار هرندي" وزير فرهنگ و ارشاد اسلامي و مديران مسئول مطبوعات، استادان دانشگاه، خبرنگاران و شماري از شخصيتهاي فرهنگي و سياسي كشور در محل كانون پرورش فكري در تهران به كار خود پايان داد.
"داود ياراحمدي" مدير هنري جام جم كه غرفه روزنامه را در نمايشگاه چهاردهم طراحي كرده بود،در اين باره گفت : از ويژگيهاي غرفه "جام جم" در اين نمايشگاه بكارگيري مناسب رنگهاي گرم و سرد در كنار هم ، استفاده از فرمهاي مناسب در طراحي ميزها و نحوه حركت مسير ديدگاني به گونه اي بوده كه بازديدكنندگان بتوانند نماي كلي از يك استوديوي ضبط تصوير در سيما را نمايه كنند.
استفاده مناسب از فضا، نورپردازي زيبا، چينش و هماهنگي عناصر ، تركيب نور و رنگ جلوه خاصي به غرفه جام جم داده بود كه نظر مخاطبان و داوران را براي انتخاب اين غرفه به عنوان غرفه برتر به خود جلب كرده بود.
غرفه جام جم در حالي در نمايشگاه چهاردهم به برتري دست يافت كه رقباي خوش ذوق و قدرتمندي همچون روزنامه هاي همشهري و ايران و خبرگزاري ايرنا با غرفه هاي خود، دورادور آن قرار داشتند.
جام جم در اين نمايشگاه علاوه بر كسب عنوان غرفه برتر موفق شد چهار جايزه در زمينه ارايه آثار خبري و طراحي صفحه را نيز از آن خود كند.
"ناصر صبوري» دبير حوادث جام جم به خاطر گزارش «متهمان سفارش سرقت ميپذيرفتند» رتبه دوم گرايش خبر، «معصومه ملكي» از گروه حوادث براي مصاحبه «آهنگ بازگشت گامهاي لرزان نازنين از پاي چوبه دار» رتبه دوم گفتوگو، «بهاره صفوي» از گروه دانش براي مقاله «جايي براي آشتي صنعت و دانشگاه» رتبه سوم گرايش مقاله علمي – تخصصي و «وحيد وقفي محبي» از گروه صفحه آرايي ، رتبه نخست را در گرايش صفحهآرايي در جشنواره چهاردهم بدست آوردند تا نام جام جم همچنان سربلند باقي بماند.
پابه پای سایه های پر هیچ
خیابان نقش می کردم .
پر بودم از آشغال ،
مانده های تف شده به زمین
چراغ قرمز
چشمان شلوغ
ودستانی که،
زمان را برای نگاهی سبز
حمل می کرد .
بوق ماشین سبز می شود،
و مردم
شهر حرکت می کند.
ماهی
کودک
مادر
و عصای پیرمرد.
خیابان تمام می شود.
ومن!
خالی از مانده ها،
پراز حوض مادر بزرگ،
وماه ...
سایه ام تمام می شود.
|
«داود ياراحمدي» مدير هنري روزنامه جام جم و كارشناس طرح و کاریکاتور سرویس سیاسی شبكه چهار با اعلام اين مطلب به ستاد خبري چهاردهمين جشنواره مطبوعات گفت: بايد به سمت و سويي حركت كنيم كه اين تعادل در داوري هاي جشنواره مطبوعات برقرار شود. وي با بيان اين كه دوره هاي گذشته جشنواره مطبوعات از تعادل در بخش داوري خود بي بهره بوده اند، گفت: داوران اين دوره از جشنواره مطبوعات نيز به همانند گذشته به سمت گرايش سياسي تمايل پیدا کرده ، به گونه اي كه با توجه به آثار ارسالي مي توان پيش بيني كرد رتبه هاي اول تا سوم را چه كساني به خود اختصاص خواهند داد. براي رسيدن به یک نتیجه نسبی مناسب ، قطعا می بایستی انتخاب داوران از جناح ها و گرايش هاي مختلف بوده تا تکراری بر گذشته این جشنواره نباشد، در غير اين صورت نمي توان تایید بر منتخبین هر بخش داشت. همین عامل نیز مانع حضور هر چه بیشتر گروهّّّّّّّّّّهای مطبوعاتی در جشنواره های بعدی خواهد شد. ياراحمدي افزود: در همه دوره هاي گذشته جشنواره مطبوعات در انتخاب داوران متاسفانه اعمال نظر غیر ، صورت گرفته است. كشور داراي شاخص ها و توانمندي هاي بسيار خوبي است كه اگر این اعمال نظر های خاص و این دوره تکرار داوران همیشگی نباشد ، می شود جایگاه خوبی را در آینده برای کارتون مطبوعاتی کشور رقم زد. اين فعال حوزه کارتون مطبوعاتي، درخصوص موفقيت دوره هاي گذشته جشنواره مطبوعات اظهار داشت: جشنواره هاي گذشته مطبوعات متاسفانه موفق نبوده اند چون نتوانستند تعادل كاركردي و كيفي در رسانه ها برقرار كنند. وي افزود: اگر دوره هاي گذشته جشنواره مطبوعات به ويژه در بخش کارتون های مطبوعاتي رشد و كاركرد خوبي داشت! هم اکنون می بایستی شاهد حضور پر رنگ كارتون هاي مختلف در گوشه و کنار صفحات مطبوعات این کشور باشیم، در صورتي كه نه تنها اينگونه نبوده بلكه اين حوزه، سقوط هم كرده به گونه اي كه هم اكنون قریب به اتفاق روزنامه ها، کارتون و کاریکاتور را از صفحات خود حذف كرده اند و اگر هم استفاده مي شود تنها جنبه تزئيني و خالی نبودن عریضه است.
|
برای تمامی کودکان زمین که صلح را به انتظار نشسته اند
زمزمه می کنند در گوش باد
تورا ...
پیش از اینکه دیده باشند.
و می نویسند به سنگ
پیش ازاینکه مرده باشی .
آه... عروسک تنهایی من
چشم هایت چرا مرا همراه نمی شوند ؟
وقتی بازوان پراز امیدمن
تو را هم آغوش می شود.
و لبان خشکیده من
تورا لای لای ...
مادرم قران می خواند.
وبرادرم ...!،
درقاب کوچکی که زنجیر تانک صورتش را تتوکرده،
مادر را به نگاه گرفته .
آخرین لبخندت را یادم هست !
پیش از غرش "صلح سرخ"
ارمغان بودن دیگری.
بوی باروت می آید.
وصدای گلوله !
که صد هزار لبخند تورا به گل می نشیند.
و...
آه ....عروسک تنهایی من!
امروز تورا با آیینه و اشک می برم
تا دمی رو نمایی کنم
برای کودکان فردا.
اینجا شبانه ستاره می زنند ...!
سینه ما را ،
با چهار میخ ...!
از صلیب دیروز.
وچهار میخ ...!
از تابوت خالی نیاکانشان،
بر گرده ها مان...
آه... عروسک تنهایی من!
برای فردا خواهم گفت:
زیتون چه رنگی دارد.
و سفید
پوشینه ای نیست
که آنسو به بیرق نشسته اند.
خواهم گفت :
زیتون چه رنگی دارد.
وصلح...
هی غزل
یادت هست !؟
آب پایم را سنگ می زد!
من بودم و تو ...!
نارون
یادگار خالی دستان پدر.
من بودم تو ...!
مادر .
باد دستانی پراز آینه
که تو درابدیت آن موهایت را شانه می زدی.
هی غزل یادت هست!؟
***
بازكدام شبانه را برايم به ارمغان آورده اي،
غزل!
تمام ستاره ها براي لحظه هاي بودنت ،
شبانه ایي ،
دست چين می شود.
باما فصل ديگري راباب كن!
صبح تو را سلام مي دهد
وخدا...!
تا براي توبه اي دوباره ...!
پر از اميد و فردا شوي.
داود یاراحمدی/davood yarahmadi
هزاره خنده، مانده در سراشیبی نگاه
آنگاه که چشمها، لبخندی را همراه می شوند .
وفراخنای نگاه
درگونه های یخ زده به سال، رقص دیگری را می خوانند.
آه ...جا مانده های خیال
کودک، اذکار جاریه می خواند
ومادر ...،
آبستن فردا
خنده ای را به چله نشسته.
هی با توام ... عروسک فردایی من
امروز...!
دلقک ها چرا نمی خندند؟
کدام رقص عاشقانه مردم گریز
دشت را به نگاه کشیده
و کدام ناخورده سبز نگاه
لبخند ....،
آری ،
لبخندرا...!
برای این زلف آشفته، با خود به همرا دارد؟
مرد خطابه می خواند
واشک...،
ردی بر لبخند مرد می کشد.
اینجا فردا است .
دلقک ها چرا نمی خندند؟
داود یاراحمدی/davood yarahmadi
شاید ، دوباره ای مرا بازگو شود
ز جامانده ها ،لحظه ای گومگو شود
رفته ها همه مانده درخیال تو
ترسمت، لحظه ها مرا نابگو شود
غمدیده خیال تو ام ،چرا نظر نمی کنی؟
جا مانده درنگاه توام ،مرا نظر نمی کنی ؟
سالها ست بوده این سوال من،چرا؟
لحظه ای زکوچه ما گذر نمی کنی؟
داود یاراحمدی/davood yarahmadi
روز جمعه وبلاگ دخترم _مهدیه رو راه اندازی کردم .مطالب خوبی می نویسه، حیفم اومد توی دفترش بمونه . مهدیه ۷ ساله است و تازه کلاس اول رو تموم کرده ،به قول خودش "با معدل ۲۰"در حال حاضر ترم ۲۱ زبان انگلیسی است و بقول معلمش "بهترین شاگرد کلاسش است و اگه یه روز مهدیه نمی آید ، کلاسش رونقی نداره ". البته یه چیزی دیگه اینکه تا آخر هفته آپلود کردن مطالبش و تنظیم و تغییر عکساشو خودش انجام خواهد داد ، با این اوصاف فکر می کنم جوانترین وبلاگ نویس کشور باشه !

گفتی که تو می آیی!
اما زکدام سو...!؟
چه وقت...!؟
نگفتی...! چون می آیی!
گفتی باران نوید دل ماست .
اما تونگفتی چرا؟!
"بی چتر و بی کلاه" می آیی !
گفتی که تورا در پس فردا نگاهی ست.
تومرا باز نگفتی...! که فردا چه ماهی ست.
گفتم زپریشانی خود ،هست به دریا بکشانم
شاید تو درایی و ...
منی ، هست بفردا بکشانی.
گفتی زخدا!
بودن خود هیچ دمی نیست.
تا زلف اجل پیج نجنبد
به سحر هیچ نمی نیست.
بازم به خیال جمعه زد و
رونق بی بازاری
ماندم زکدام در...!؟
تو مرا باز درآیی...!؟
گفتی که تو می آیی!
اما زکدام سو...!؟
چه وقت...!؟
می آیی؟
داود یاراحمدی/davood yarahmadi
یادم باشد
خدا همین نزدیکی هاست
و تا آمدنش
باران ببارم
یادم باشد بگویم
پیش از آمدنش
حوض خانه ما
ماه نداشت
وسیب خانه مادربزرگم
دستی برای چیدن
یادم باشد
از کوچه که می گذرد
پابه پای سایه اش
رد پی کنم
و جا مانده خیالم را
پراز بودن دوباره اش کنم.
یادم باشد
خدا همین نزدیکی هاست
و تا آمدن باید ببارم.
زین خاطر، فارغ از مدیوم کالبدی قابل ارائه (ادبیات ،مجسمه ، هنرهای تجسمی و ...) ،سیاست دارای هویت وجودی چند لایه است، و با اولین نگاه نمی شود به عمق موضوع و نمایه منقوش شده آن پی برد .
نقطه ، خط ، سطح ، حجم و... به خودی خود عناصری هستند که وقتی با همنشینی مناسب در کنار هم قرار گیرند مفهوم خاص را قالب نموده و در ارائه تفکرات خالق اثر به مخاطب ، تصویر مناسبی را بوجود خواهند آورد، در غیر این صورت کلیه عناصر یاد شده تنها پسامانده تصویری هستند که رویکرد زمان را در رویی ترین سطح خود معنا می کنند.
برای ارائه یک مظروف ، می باید ظرف مناسب داشت. ارائه نیز، خود نیاز به روشی دارد که شاید نوع انتخاب نامناسب آن مخاطب را دچار یک چالش و برخورد ذهنی بدور از مفهوم ارائه شده نماید،حال ممکن است این ظرف یکی از شمایل گفتمانی ارائه شده (ادبیات ،مجسمه ، هنرهای تجسمی و ...) از جانب جوامعه مختلف کنونی باشد.
در این میان ؛کارتون و کاریکاتوردر طول سالیان گذشته یکی از ابزارهای مناسب ارائه مفهوم بوده و هست.در ساده ترین تعریفی که می شود از کارتون و کاریکاتور ارائه داد این است که: درهر چيز معنوي و يا مادي افراط شود ،مبدل به كاريكاتوریا کارتون خواهد شد.
در یک نگاه دقیق تر باید گفت نوع کارکرد و رویکرد جوامع در ارتباط با یکدیگر می باشد که، مفهوم یک کارتون یا کاریکاتور را شکل می دهد و درحقیقت مظروف مورد نظر ظرف را شکل می دهد.
همین عامل خاص بودن است که این گونه از هنرهای تجسمی را شکل داده و شاخص تر نموده است.
اشاره ا ی به دو مفهوم کارتون و کاریکاتور داشته باشیم ؛ شاید با روشن تر شدن مفاهیم روایی این دو کلمه ما را در رسیدن به هدف مورد نظر کمک بیشتر نماید.
"كارتون اغراق و آگرانديسمان شده تمامي هست وجودی بشري مي باشد كه مورد نكوهش یا ارزش قرار گرفته مي شود.اما:
"كاريكاتور"اغراق و تغيیر يافته يك چهره مي باشد كه شايد آثار روحي- رواني شخص مورد نظر را متبلور مي نماياند.
"كارتون "و "كاريكاتور" مفهومي بسيار نزديك به همديگر دارند،آنچه كلمه طرح و كاريكاتور بدان اطلاق مي شود ممكن است تنها يك طرح تمثيلي يا كنايه اي باشد ، یا اين كه هدف به جاي خنداندن ، بيننده را به تفكر وادارد.آنچه از كارتون برمي آيد اين است.
يك اثر كارتون معمولا مقداري تخيل و اغراق را در خود نهفته داشته و مهمتر اينكه در بيان هدف خود از اصطلاحات روزمره و عامه و به همان شكل متداول بهره مي گيرد.گاهي هدف كاريكاتور یا کارتون اين است كه مي خواهد طرح سوال كند.
کارتون از دو وجه متمایز برخوردار است :یکی جنبه عوام پسند و مناسب حال وذوق توده مردم و دیگری،جنبه اجتماعی و بین المللی آن می باشد.
کارتون تنها از عناصر " اغراق موضوع از شکل اصلی " و "مبالغه و بزرگ نمایی " استفاده نمی کند. بلکه از کلیه تضاد ها و عدم تجانسها نیز بهره می گیرد.
عجین شدن با سیاست و نمایاندن روند کاربست های سیاسی یک جامعه در قالب کاریکاتور ،ابعاد و نمایه تازه ای را برای یک نقد و چالش فکری،برای ارائه ناگفته بوجود می آورد.
معمولا" كارتون" به دو شكل بدون شرح و با شرح در لابه لاي نشريات مختلف خودنمايي مي كند كه مقوله با شرح آن به خاطر عجين بودن با نوشتار نزد مردم راحت الحلقوم تر به نظر مي رسد. چراكه پيش از اينكه شخص بيننده خودش را به زحمت بيندازد و در مورد مساله فكر كند، نوشتار اثر خود را انتقال مي دهد.
ولی در کارتون های بدون شرح ؛ مخاطب با توجه با مقدار آشنایی با مفاهیم مختلف عناصر بصری و سمبل ها ، شناخت با جریانات روز سیاسی روز و همچنین نوع نگاه طراح و مطبوعه مورد نظر ، برداشت های ذهنی خود را خواهد داشت.
همچنین ناکافی بودن سطح سواد بصری مخاطب، سیاست زدگی ذهنی جامعه ، اجرای نامناسب در ارائه مفهوم از جانب کارتونیست، خود از عوامل موثر دیگری می باشد که یک مخاطب را دچار توارد ذهنی نموده و بازخوردهای نامناسبی در جامعه با خود همراه خواهد کرد.
در یک کارتون سیاسی ضمن آگراندیسمان کردن جامانده های ذهنی در روند یک جامعه برای مخاطب ، وی را طی یک فرایند زیرکانه لبخند یا تلخند، وادار به بازگشت وخودگشت درونی نموده و برای یک بازگشایی فکری دوباره با خود همگام می کند.
معمولا کارتون های مطبوعاتی دارای یک تاریخ مصرف زمانی می باشند و در صورتی که در زمان خود مورد اسفاده قرار نگیرند مانند خبر های همان روز سوخت خواهد شد.
این عامل (مصرف زمانی) هم می تواند منفی باشد، هم مثبت.
در نگاه منفی، یک اثر کارتونی بخصوص در مواردی که دارای بالن های گفتگو باشدیا اینکه عنوان و موضوعی که به آن پرداخته شده در بالای اثر تیتر شده باشد، درصورتی در زمان خلق اثر استفاده نشود ، حتی شاید نشود بعدها جایی برایش در گوشه ای از مطبوعه پیدا کرد.در حقیقت این گونه کارتون های مطبوعاتی مانند داروهایی هستند که برای از بین بردن عفونت در بدن توصیه می شود که می بایستی در زمانهای مشخصی مورد استفاده قرار گیرند تا اثر شفا بخشی خود را نشان دهند.
امادر نگاه مثبت؛ شاید بشود گفت همین خاص و دقیق بودن در راستای یک موضوع، اثر گذاری بیشتری را نزد بیننده به همراه خواهد داشت.
در این میان دو مبحث پیش می آید؛ یکی اینکه محتوا در قالب یک طرح کاریکاتور و یا کارتونی خلق شده یا برعکس کاریکاتور و کارتون در قالب محتوا به و جود آمده است.
در قسمت اول اینکه موضوع مورد نظر به خودی خود قابلیت پرداختن و تبدیل شدن به یک اثر کارتونی را نداشته ، بلکه کارتونیست است که با عاریه گرفتن موارد ظنز ،هزل ،هجو ،استعاره و....یا کلام موضوع را به سمت یک اثر کارتونی موفق نزدیک می نماید .
ولی در در مورد دوم :وقتی کاریکاتور و کارتون در قالب محتوا به و جود می آید؛در این حالت موضوع و اتفاق یاد شده خودش بقدری طنز آمیز است که طراح تنها به عنوان یک تصویر گرو دفرماسیون عمل نمود و اثر یاد شده را به وجود می آورد.
در هر دوصورت هدف غایی کارتونیست در این کوران تصویرو کلام وارد شده به ذهن مخاطب، به شیواترین روش تصویری مناسب اثری ماندگار با شاکله های قوی وهمسنگ با دلخواسته های وی ارائه دهد.
یک کارتون سیاسی هرچه توانسته باشد ؛سه عنصر:
1- زمان
2- مکان
3- مفهوم
را به خوبی با خود درآمیزد و با شیرازه ای از غلودر طنز ،هزل ،هجو استعاره و.... خوب ارائه دهد ،توانسته مخاطب گزینی نماید و پاشنه آشیل مخاطب که دریافت پیام است، مورد هدف قرار دهد.
زمان:
وقتی که؛ نقطه ،خط، رنگ و... مفهومی از زمان کارکردی یک گروه از جامعه را در کسری از ثانیه نقش می زند، عامل در شکل گیری و ساختار مفهومی یک کارتون مطبوعاتی خواهدبود.
مکان:نمایان منطقه و جغرافیای ترسیمی است که؛ ادبیات ، زبان ، فرهنگ و برداشت خاص مخاطب خود را به همراه دارد.
مفهوم : جا مانده اشارت ، روح دمیده شده در ثابت تصویر ، وقتی
به خودی خود کالبدی ندارد.
داود یاراحمدی
خاطرات پراز هیچمان را دوش می کشیم
و...
سنگی !
ردپی آرزوهامان .
از آخرین پیچ زمان که می گذریم
خستگی سنگ را تازه احساس می کنیم.
مردم برای خدا حافظی آمده اند،
دست تکان می دهند.
داود یاراحمدی/davood yarahmadi
اما... نکتهای که قرار است به آن بپردازیم فرای تاریخ، تکنیک و چگونگی به وجود آمدن آن میباشد.
ـ یک کاریکاتوریست به جرم رسم تصویر... از کشور اخراج شد.
ـ فلان کاریکاتوریست به علت رسم یک کاریکاتور توهینآمیز به... بازداشت شد.
ـ نشریه... به علت درج... کاریکاتور... محکوم به پرداخت... شد.
هر کدام از موارد فوق ممکن است چه مبحثی را در خود نهفته داشته باشد که بعضاً فرد، عده یا جامعهای را به آن وا میدارد که خالق اثر را در بعضی موارد مورد نکوهش یا سرزنش قرار دهند.
معمولاً کاریکاتور مطبوعاتی به دو شکل بدون شرح و با شرح در لابهلای نشریات مختلف خودنمایی میکند، که مقوله با شرح آن به خاطر عجین بودن با نوشتار نزد مردم راحتالحلقومتر به نظر میرسد. چرا که پیش از این که شخص بیننده خودش را به زحمت بیندازد و در مورد مساله فکر کند نوشتار اثر خود را انتقال میدهد.
اصولاً در حالت معمول یک کاریکاتوریست مطبوعاتی، روزانه میبایستی تورقی به مطبوعات کشور و یا با نگاهی روزتر، گذر و نظری نیز به خبرگزاریها و روزنامههای الکترونیکی مختلف نیز داشته باشد، تا بتواند سوژه یا موارد مورد نظر خود را پیدا و در دفترچه یادداشتی که اغلب به همراه دارد، یادداشت نماید.
پس از جستجو و یادداشت عناوین مختلفی از خبر یا متون مورد نظر، مجدداً شروع به انتخاب بهترین مورد عناوین یادداشت شده خود نموده و اولین اتودهای خود را از زوایای مختلفی که مردم کمتر به آن توجه داشتهاند، خلق میکند.
در این راستا برای ارایه مفهوم مورد نظر و هرچه عامه فهمتر، کلام را به خدمت گرفته و طرح نهایی را ارایه میدهد. اما...
نکتهای که در اینجا حایز اهمیت است و کلیت جان کلام این نوشته را حول خود میخواند، این است که، از زمان کنکاش ذهن هنرمند کاریکاتوریست در ماورای حال، تا مرحله چاپ اثر، چه اتفاقهایی ممکن است برای او و اثر به وجود آمده روی دهد.
ـ آیا این اثر خلق شده، یک اثر، کاملاً تراوش شده فقط از ذهن خلاق کاریکاتوریست است!؟
ـ آیا تولد این اثر، خود تابع شرایط خاص نبود!؟
ـ آیا خود هنرمند نیز در موقع خلق اثر، محصور شرایط زمانی شده!؟
آیا اثری که توسط شخص کاریکاتوریست به وجود آمده، آگراندیسمانی از گفتمان یک گروه و حزب نیست؟
ـ آیا کاریکاتوریست، تنها برای رسیدن به مقاصد شخصی خود، تابع تبعات مختلف شده؟
یا در نگاه کلیتر باید دید که هنرمند کاریکاتوریست؛
خود وسیله بوده یا وسیله ساز؟
و نیز...، خود موثر بوده یا متاثر...!؟
پاسخ دادن طراح طنز تصویری به هر کدام از سوالات فوق، او را برای رسیدن به خلق یک اثر هر چه مانیتر و تاثیر گذارتر کمک خواهد کرد.
هر اثر هنری که یک تنش و تضاد در جامعه ایجاد کند و یا این که در نگاه دیگری تنها فاصله دو گوش مخاطب را بپیماید، نمیتوان به عنوان یک اثر ماندگار و تاثیرگذار از آن یاد برد.
اثری را میتوان مانی خواند که حداقل، چوب خطی برای لحظههایی باشد که شخص بیننده در تنهایی خود بر دیوار زندگیش نقش میکند.
آن وقت است که میخندد...،
میخندد...، به خودی که هر چه او را خرکش میکند، دو دستی زمین پدریاش را گرفته و رها نمیکند!
میخندد...، به خودی که آن بالا ایستاده و غرق شدن خودش را میبیند و چرتکه زمان مانده را میاندازد.
و نه شاید... میگرید،!
به خندهای که نمیانست برای چه بود؟
و میگرید برای این که چرا...،؟
چشمهایش اشک را نمیفهمند؟
و گونههایش وقتی خیس میخورد که باران اسیدی قرن، تمام شهر را محل تاخت خود قرار میداد.
در قریب به اتفاق جوامع کنونی، معمولاً پیش از این که مطبوعات تریبون مردم باشد، تریبون گروه، حزب و یا در راستای مقاصد اشخاص هستند.
در این میان ـ تیتر، متن و تصویر نیز در جهت تفکر و دیدگاههای از پیش تعیین شده آن پیش میرود.
حال هنرمندا ما...،! در این مسیل سیل آسا چگونه و تا چه اندازه خواهد توانست ـ نظر باشد یا منظر ـ جای تعمق دارد.
خوب یا بد،! مهم این است که در این کش و قوس، چه تعریفی برای خود، اثرش و هدفش را در پی خواهد داشت.
و در نهایت برگشت به خود، چه وقت توانسته اثری خلق کند که برای جامعه زمزمه شده باشد. در غیر این صورت، خالق نقشهای بهترین کار بستهای دستههای سبزی و لفافههای خشکشویی و... خواهد بود.
چرا! دور بچرخیم برای سکهای که هنوز تعریف جیبمان نشده و دور بچرخیم برای بودنی که هنوز هستمان نشده و احساس میکنیم سایههامان را قلم میزنیم، پیش از این که در دست گفته باشیم قلم خود را!؟
پس، رسام یک طنز تصویری پیش از این که بخواهد خطوطی را رسم و دوبارهای خلق کند، به واقع باید پیشتر خودرا مثلح کرده باشد، و خودی بسازد تا تکراری برگذشته مخاطب نباشد.
مخلوقی باشد فی احسن الخالقین، همانطور که پیشتر سجده کرده بودند، امروز نیز...، نه بر منیت وجودی ـ هنر او ـ بارقهای از روح حضرت باری تعالی که به او عطا شده.
خواب چشمهای تورا درو می کند
و پنجره،
در پس شیشه تورا خواب می بیند.
خواب تعبیر عاشقانه آرزوهاست
وقتی برای بودنی دوباره،
فردا را به بار می نشیند .
مهتاب لحظه ها را خلعت تنهايي مي پوشد،
و گوژپشت جاده ...
در انتهاي چشمانم ، ستاره اي رد پي مي زند.
واي ...
غوغايي است امشت،
تمام آسمان را كلاغ گرفته است .
ستاره قطبي من كجاست؟!
من مانده ام ، جاده اي پراز ابديت.
من مانده ام و جاده ،
يك آسمان كلاغ – بي هيچ چراغ
امشب ستاره ام را گم كرده ام
هي ...
با شمايم!
چرا جوابم را نمي دهيد؟!
با شمايم...!
مگر من،
سيب خانه ام را با شما قسمت نكردم!؟
مگر شما،
از حوض خانه مادر بزرگ من ، ماه ننوشيديد!؟
مگر من،
همان ني سوار، فاتح خنده هاتان نيستم!؟
مگر شما،
همان كوچه پرنگاه، نيستيد!؟
مگر من،
همان آشناي بدر مانده جاي از پدر ،نيستم!؟
مگر شما،
همان خانه پر زنور،آشوب بر پنجره نيستيد!؟
هي...!
خلائق شب پياله مست، با شمايم !
چرا جوابم را نمي دهيد!؟
تنها بر بام خيالرنگتان ايستاده ايد ،
و با چشماني پر از شب !
طبقي پر از سكوت مي فروشيد!؟
باشد مي مانيم .
به انتظار كسي ...!
با دستاني پر از ستاره.
به انتظار كسي ...!
كه دستانش پر از هدي باشد،
و بداند تا مرز سايه ها ،
آمده ام به قرابت غربت بودن
تا ابديت خود،
و صندلي خالي كه، كلاغها لحظه ها را مترسكند!
نه براي دختركان گشاده دهان
بي پنجره نگاه
نه براي لرزش سينه و دستي كه مرداب خاطرات مي شوند!
و نه براي دمي پراز دود سيگار و الكل
براي بودني دوباره
براي آن زيبا دختركم،همسرم
كه راه را با چراغي به من همراه مي شوند
ونگاههاي غريبي ...
شهر
بودنش را با خنده عاريتي دختركاني آغاز مي كند ،
كه خانه هاشان،
بي هيچ پنجره است.
در هبوط خود
سايه هايي را به يك مي كشند،
كه پيش از اين
پدرانشان لگدكوب كرده بودند.
در بن بست قرمز چهار راه ها ،
به انتظار سوت سبز پاسبان مي نشينند
و شربت
"خاك""شير" مي نوشند.
اينجا تهران است!
صداي صلوات
آش نذري
لبخند شهيد
از بالاترين طبقه برج
نقش گستر خيال مي شود.
اينجا تهران است!
باگت
پيتزا
اسپاگتي
وقت شرعي را اعلام مي كند.
بوي سنگك
ديزي و ريحان
با آخرين بازدم پدر بزرگ
ارث به زمانه مي رسد.
اينجا تهران است!
